المحقق النراقي

506

خزائن ( فارسى )

چنين گفته‌اند « لا إله إلا اللّه » از ناف بر آورد و زير پستان راست ببرد و از آنجا « لا إله إلا اللّه » را به زير پستان چپ برده بر گرداند به زير پستان راست به شرطى كه زبان حركت ننمايد ، و هر وقت كه در دل نظر كند و چيزى را كه بيند كه به آن پيوند دارد او را در نظر آورد و دل بامبدء داده به ولايت ولى و مرشد متوسل شده استمداد كند و به نفى « لا إله » آن پيوند باطل كند كه هيچ چيز نمىخواهم و هيچ مطلوب ندارم . پس به تدريج محبت آن چيز باطل مىشود و به تصرف « إلا اللّه » محبت حق قائم مقام محبت او مىگردد و مداومت نمودن بر اين ترتيب به تدريج دل را از همه مألوفات فارغ مىدارد . 9 - مراقبهء دل خويش و پيوسته دل خويش را با دل شيخ دارد و از آن مدد طلبد چه اول سالك به واسطهء حجب متوجه و پيوند حضرت نتواند شد كه او از عالم غيب است و چون صورت شيخ از عالم شهود است و توجه آن به دل شيخ آسان دست بدهد و پيوسته همت شيخ را دليل و بدرقه خود شناسد و چون خوفى يا آفتى پديد آيد در حال پناه به ولايت شيخ آورد و در راه اندرون از دل شيخ مدد طلبد . 10 - دوام سكوت زياده بر قدر ضرورت سخن نگويد . 11 - ترك اعتراض بر خدا در جميع واردات و همچنين ترك اعتراضات بر شيخ تا مردود شيخ نشود كه ديگر مقبول هيچ شيخى نگردد . 12 - تقليل طعام نه به قدرى كه ضعف آورد بلكه به قدرى كه هميشه سبك باشد و طعام او را با ذكر و حضور دل خورد و لقمه را كوچك بردارد و خوب بجايد و از قدر حاجت زيادتر نخورد و چون از منزل بيرون رود نگاه به اطراف و جوانب نكند . و مخفى نماند كه در همهء آنچه مذكور شد اگر مراد از شيخ يكى از ائمه باشد خوبست و إلا فلا .